مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
فهرست و پيشگفتار 11
ميزان الطب ( فارسى )
است تا ارزيابى اين طب براساس معيارى غير از « غربى بودن » و « غربى نبودن » صورت گيرد . اگر اين مقاله ، مقدمهاى جهت شناخت تحليلى بعضى از مسائل مربوط به طب سنتى محسوب شود ، نويسنده نتيجهء مطلوب خود را از نوشتن آن دريافت كرده است . دفاع از طب سنتى ما مىخواهيم از « طب سنتى » دفاع كنيم ، بهتر است در همين نخستين قدم بيان كنيم كه مىخواهيم چه چيز را ثابت كنيم . آيا مىخواهيم ثابت كنيم كه در كار پزشكى ، ما را به چيزى غير از طب سنتى احتياج نيست ؟ آيا مىخواهيم ثابت كنيم كه طب جديد بايد يكسره منسوخ و معدوم شود و طب سنتى به جاى آن بنشيند ؟ آيا مىخواهيم بكوييم همهء آنچه در طب جديد است نامعقول و نامقبول و همهء آنچه عنوان طب سنتى بر خود دارد پسنديده و معقول است ؟ نه ، غرض ما اثبات هيچ يك از اين دعاوى نيست ، ما تنها مىخواهيم بگوييم طب سنتى را نبايد بدور انداخت . ما مىخواهيم به مخالفان طب سنتى بگوييم به جاى سخن گفتن از كارهايى كه از طب سنتى ساخته نيست ، بياييد از آنچه از آن ساخته است سخن بگوييم . بيائيد ارزشها و جنبههاى مثبت اين طب را بازشناسيم و آن را در كنار دستاوردهاى مفيد طب جديد به كار گيريم . سخن ما اين نيست كه طب جديد را يكسره رها كنيد كه چنين كارى نه ممكن است و نه معقول ، بلكه غرض ما ايجاد نوعى همزيستى مسالمتآميز ميان اين دو شيوه طبى است . ما مىگوييم بباييد با طب سنتى ، طب جديد را تعديل كنيم و با طب جديد ، طب سنتى را تكميل . پس همهء كسانى كه مىخواهند با ذكر ناتوانيهاى طب سنتى بر ما اعتراض كنند ، بدانند كه چنين ايرادى بر ما وارد نيست ؛ چرا كه ما خود هرگز مدعى نيستيم